حمایت سندیکاهای کارگری جهان از کارگران و مردم ایران
روش دولت در برخورد ناشیانه با مسائل اقتصادی محدود نیست بلکه برخورد با مسائل حقوقی نیز پیامدهای فراوانی برای دولت در بعد سیاست داخلی و خارجی به جای گذاشته است. برخوردهای خشن با کارگران که مطالبات مشخصی از دولت دارند فقط منحصر به کارگان نیست بلکه کل جامعه نیز به اشکال گوناگون در معرض سیاست گذاریهای غلط دولت قرار دارند و از ان ها رنج میبرند. این مشکلات برکسی پوشیده نیست، اما انکار مشکلات اقتصادی توسط دولت و پافشاری بر آن و سیاست پاک کردن صورت مسئله و فرافکنی ممکن است در کوتاه مدت و در برخی عرصهها کارگر بیفتد اما در دراز مدت آنگاه که موانع و مشکلات بر گرده افراد آوار میشود نمیتوان با نادیده گرفتن آنها دردی را دوا کرد.
مشکلات داخلی دولت در اثر برگزاری پر ابهام انتخابات که برای بسیاری از مردم عادی نیز دور از انتظار نبود با رفتارهای مدنی اعتراضی مردم جهان را به شگفتی واداشت. البته این رفتار که در هفتههای کنونی بروز و ظهور یافت در رفتار سندیکالیستها و سایر NGOها در سالهای گذشته نیز دیده میشد. آنگاه که این سندیکاها و انجمنها یا به شدت سرکوب میشدند و رهبران آنها به زندان فرستاده میشدند، یا دائما در معرض تهدید قرار داشتند، با در پیش گرفتن سیاست و روش مقاومت مدنی بخشهای بزرگی از جامعه را با خود همراه کردند.
اینک در حالی که کشورمان روزهای پر تب و تابی را از سر میگذارند و موقعیت اقتصادی کشور به شدت تضعیف شده است، در خارج کشور ایرانیها هر جا که هستند یاد روزهای اول انقلاب 57 را زنده میکنند و همه جا مورد احترام قرار میگیرند. روز گذشته به دعوت 20 کشور جهان در آسیا و اروپا سندیکاها کارگران را به خیابانها آوردند تا از کارگران ایرانی و مردم ایران حمایت کرده و صدای کارگران را به گوش جهانیان و سیاستمداران شان برسانند. امیدواریم گوشی در ایران این همه صدا را بشنود تا اعتماد از دست رفته را دوباره بازگرداند.
ما صدای غرش شما را از میان سکوتتان شنیدیم
جون بائز یکی از خواننده های مبارزی است که سال ها در کنار کودکان محروم جهان، زندانی ها، مهاجران و صلح خواهان جهان مبارزه کرده و برای مردم با صدای سحرآمیزش ترانه خوانده و گیتار زده است. این خواننده و مبارز بزرگ برای مردم ایران به قول خودش پیام سبزی فرستاده که بسیار
شورانگیز است.
متن پیام جون بائز:
I am fortunate to be alive to witness this movement. I send you my prayers, love, and support.
--Joan Baez
ترجمه فارسی این پیام این است:
جهان با دیدن شما به قدرت رفتار غیر خشونت آمیز پی برد. زمانی که با آرامش در مقابل ترس نشسته بودبد، ما صدای غرش شما را از میان سکوتتان شنیدیم و آن را در چشمانتان دیدیم. شجاعت شما ما را تحت تاثیر قرار داده است و فداکاری تان الهامبخش مان است.من از این که زنده ام تا شاهد این جنبش باشم، احساس خوشبختی می کنم. دعا ها, عشق و حمایتم را بسوی تان می فرستم. جون بائز
متن اصلی پیام را می توانید در سایت خودش ببینید. نکته جالب این است که وی پیام خود را به رنگ سبز نوشته است.
مسکن، گره روی گره
چرخه رونق و رکود مسکن در ایران نه تنها هزینه و فشار شدیدی را بر متقاضیان مسکن به ویژه اقشار کم درآمد و حقوق بگیران شهری وارد میکند بلکه برای اقتصاد کشور نیز پیامدهای زیانباری را در بر داشته است. اما مدتی است – از اواسط سال گذشته- خرید و فروش و همچنین ساخت و ساز مسکن رو به کاهش گذاشته و این روند همچنان ادامه دارد ، که نمی توان و نباید آن را به حساب بحران اقتصادی جهانی گذاشت. دولت نهم نیز در این مدت همواره روند کاهشی قیمت زمین و مسکن به ویژه در شهرهای بزرگ را به پای اقدامات خود نوشته است ولی آیا در واقع چنین است. کدام اقدام دولت منتهی به کاهش بهای مسکن شده. و چرا کاهش بهای مسکن با رکود همراه است؟ چرا دولت برای رونق ساخت و ساز مسکن اقدامی انجام نمیدهد.
ادامه مطلب ...سود خالص برای کی؟!
پس از افشای افتضاحی که شرکت مایکروسافت در معامله با چین برای کنترل رایانه کاربران چینی به راه انداخت اینک نوبت به شرکت نوکیا- زیمنس است که در جاسوسی دولت علیه کاربران تلفن همراه و اینترنت مشت خود را باز کند. آقای روم سخنگوی این شرکت در حالی با وقاحت و بی شرمی تمام از فروختن ابزاری جاسوسی تلفن همراه و فیس بوک به دولت در سال 2008 پرده برمیدارد که محصولات این شرکت توسط دلالان ایرانی آن، بازار اصلی تلفن همراه ایران را در اختیار دارند. این شرکت که سالانه میلیاردها دلار سود از بازار بی در و پیکر تلفن همراه ایران به جیب میزند در اثر واردات بی رویه و با حداقل تعرفه تلفن همراه به ایران باعث ورشکستگی سرمایهگذاران در صنعت تولید تلفن همراه ایران شده است. همچنین این آقای سخنگو که در وقاحت دست همپالکیهای خود را بسته اعلام کرده است که شرکت نوکیا امکان دسترسی میلیونها ایرانی را به موبایل ایجاد کرده و از این راه یک سود خالص به ایرانی ها رسانده است. الحق که اقتصاد نولیبرالی خوب مشت خود را باز کرده و معنی آن همه هیاهو و داد سخن دادن در باره آزادیهای فردی و حفظ حریم خصوصی را از شرکتهای مایکروسافت، یاهو و البته نوکیا یاد گرفتیم.
ضمنا یک چیز دیگر. از قدیم گفتهاند خدا اگر چه نجار نیست ولی خوب بلد است در و تخته را با هم جفت کند.!
اقتصاد ایران در سراشیبی سقوط
حدود یک ماه از آغاز رقابتهای جدی انتخابات در ایران میگذرد. جامعه ایران به دلایل گوناگون به شدت سیاسی است و اقتصاد آن نیز به شدت از موضوعات و حوادث سیاسی تاثیر میپذیرد. این امر نه تنها در خیابانها و اعتراضات و گردهمایی های سیاسی دیده میشود بلکه تاثیر آن به شدت در محیطهای کاری اعم از ادارات و شرکتهای دولتی و خصوصی و کارخانهها دیده می شود. کارکنان شرکت ها و ادارات اعم از دولتی و خصوصی در یک هفته اخیر بیشتر محل تبادل اطلاعات و قول و قرار برای رفتن به راهپیمایی ها تبدیل شده است. دولت نیز به ادارات دستور داده که کارمندان زن خود را زودتر از ساعت اداری تعطیل کنند. هم چنین برخی شرکتهای دولتی که عموما در مرکز شهر قرار دارند معمولا توسط دولت در ساعات بعداز ظهر تعطیل شده و کارمندان به اجبار به خانه فرستاده می شوند. از سوی دیگر ظاهرا دولت به مغازهها و فروشگاههایی که در مسیرهای شلوغ قرار دارند دستور می دهد که زودتر مغازهها را تعطیل کنند. با این که در چند روز اخیر هیچ گزارشی از درگیری نیامده ولی ظاهرا پس از آشوبهایی که در تهران اتفاق افتاد و معترضان آن را به لباس شخصیهای دولتی نسبت دادند نیروی انتظامی برای پیشگیری از وقوع دوباره این اتفاقات این دستورها را به فروشگاهها میدهد.
برخی از کارخانههای بزرگ و مهم از جمله ایران خودرو در ساعتهایی رسما دست از کار کشیده و همدردی و همراهی خود را با معترضان نشان میدهند. بازار خرید و وفروش به ویژه بازار خودرو و مسکن به شدت خوابیده و رکود به تدریج به سایر رشتهها نیز در حال سرایت است. با توجه به گرانی و رکود در پیش از انتخابات هیجانات سیاسی و درگیری دولت با بخشی از مردم باعث سردرگمی فعالان اقتصادی شده و بنا به خبرهای جسته گریخته و دهان به دهان بسیاری از کارخانهها که تا پیش از این نیز با حداقل ظرفیت کار میکردند از فعالیت ایستادهاند. حتی شرکتهایی مانند ایران خودرو در عمل به تعهداتش به ویژه در خودروهایی مانند 206 بازمانده است. در کنار توقف و رکود اقتصادی شدید گرانی و تورم شدید فشار زیادی بر مردم وارد میکند. در این میان دولت نهم متاسفانه بدون توجه به مشکلات شدید اقتصادی از طریق صدا و سیما تلاش می کند همه مشلات را متوجه تجمعات خیابانی معترضان کند. در حالی که گزارش بانک مرکزی نشان میدهد هزینه سالانه خانوار های ایرانی در پایان سال 87 نسبت به سال آخر برنامه سوم(سال 83) رشدی 98 درصدی داشته است. همچنین بنا به گزارش روزناه سرمایه مورخ شنبه 30 خرداد هزینههای شکاف طبقاتی در سالهای 83 تا 87 حدود 10 درصد افزایش داشته است. اوضاع خراب کسب و کار و بی قانونی نیز باعث شده در سال 87 بیش از 21 هزار میلیارد تومان چک برگشت شده باشد که این میزان حدود ۴/۵درصد کل چکهای مبادله شده در آن سال بوده است. از سوی دیگر حجم معاملات بورس تهران در مقایسه با هفته پیش 60 درصد کاهش یافته است که این میزان برابر است با بیش از 64 درصد ارزش معاملات بورس تهران.
با توجه به راهپیمایی عظیم مردم تهران در عصر 5 شنبه برای بزرگداشت کشته شدگان وقایع اخیر و راهپیمایی اعتراضی روز شنبه 30 خرداد با ادامه تنشهای سیاسی و ادامه کار دولت آقای احمدی نژاد روزهای سختتری در انتظار مردم ایران است.
مطلب کوتاهی در وبلاگ احمد سیف در باره انتخابات خواندم به نام دروغ کوچک برای .....که مثل بقیه مطالب ایشان خواندنی بود. شما را در لذت خواندن آن در اینجا شریک می کنم.
تقلب 1 درصد، 2 درصد، نه 53 درصد
آقایان حامی دکتر همگی بر این عقیده هستند که در همه انتخابات ها یک نفر برنده است و بقیه باید رای او را بپذیرند، چرا حامیان موسوی جر زنی می کنند و رای او را نمی پذیرند؟
از سوی دیگر شورای نگهبان با کلی اما و اگر پذیرفته شاید در برخی صندوقها تعدادی آرا بالا و پایین شده باشد. اتفاقا مسئله هواداران نامزدهای اصلاح طلب هم همین است. بالاخره ما هم در این مملکت زندگی میکنیم و تقلب را تا حدی قبول داریم. اگر هم نداشته باشیم دست کم به آن عادت کردهایم و در راهپیماییها و تجمعها هم با صدای بلند این را بارها اعلام کردهایم که بابا: تقلب 1 درصد، 2 درصد نه 53 درصد
این روزها آنقدر خبرهای داغ در گوشه و کنار هست که نمی توان همه آن ها را حتی مرور کرد. به همین منظور من لینک اخبار دانش جویی را در اینجا می گذارم.
بر خلاف همیشه که اخبار دانشجویان در صدر خبرها بود این روزها بد جوری به دانشجو ظلم میشود. برای لینگ خبر به لینکهای روزانه بروید.
یادداشتی را در وبلاگی خواندم که به نظرم جالب بود. به خواندنش می ارزد. این هم لینکش!
شاید زمانی لازم بود که بخوانیم
همراه شو رفیق
تنها نمان به درد
کین درد مشترک
هرگز جداد جدا درمان نمیشود
اما حادثه 25 خرداد در برابر کودتای 22 خرداد نشان از لهیب سوزانی که در دل تک تک ایرانیان زبانه میکشید داد که می گداخت و می گدازید.
حادثه دیروز یک حادثه تاریخی و از چند نظر بی مانند و ماندنی در تاریخ مبارزاتی ایران و بلکه جهان بود. از یک سو جریانی است بی توجه به هیچ یک از ملاکهای پذیرفته شده شرعی، عرفی و قانونی، از دروغ، ریا، تزویر و نادانی، به مثابه سمبلی از تحجر و استبداد تاریخی شرق و در سوی دیگر جریانی پویا، زنده و استوار با رفتاری مثال زدنی از دمکراسی، تحمل و آرمانخواهی شکست ناپذیر در پهنه همه ایران و همه نسلها.
نمایش دیروز تهران نمایشی از دمکراسی و مدنیت در برابر بربریت بود.
حتی اگر موسوی به عنوان نامزد این جریان در انتخابات سراسر تقلب شکست بخورد دست یافتن به چنین سطحی از آمادگی روحی، روانی و ذهنی از جمعیتی چنین عظیم در منطقهای در محاصره طالبان و نمایندگان امپریالیسم دستاوردی انکار ناشدنی است.
فرخنده باد این رستاخیز