X
تبلیغات
رایتل
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

برای انگلیسی ها که هنوز در دوره استعمار سیر می کنند از این که می بینند کشور کوچکی که تا چندی پیش حتی نامی از آن در روی نقشه هم نبود - اکوادر- رو در روی آن ها می ایستد و یک افشاگر را که به فراموش خانه های آن ها رخنه کرده را با سفارت خود راه داده - آن هم بدون اجازه اعلیحضرت قدر قدرتی که تقش در آمده- روزهای سختی است. برای همین پلیس احمق آن به دستور نخست وزیر احمق ترش دور سفارت اکوادر صف می کشد تا به دورن آن نفوذ کند. ولی از همه جالب تر واکنش مردمی است به این اقدام مشهشهانه امپراتوری انگلیس. برای آن که از این پس در ممالک فخیمه از این اتفاق ها نیفتد بهتر نیست مقادیر معتنابهی کاندوم فرد اعلا به مرکز عالم فرستاده شود!

مقاله را در ادامه بخوانید.

کاندوم برای الهه عدل انگلیس

دمیتری سدوف

برگردانامشیری

۳۱ مرداد ۱۳۹۱

بزودی از زمانی که تمام دستگاه امنیتیانتظامی انگلیس برای جنگ با دشمن شماره یک امپریالیسم، جولیانو آسانژ، روزنامه نگار استرالیائی، بسیج شده و  سوئد و آمریکا نیز در پی شکار او بر آمده اند، یک سال می گذردهیاهوی زیادی پیرامون این پرسوناژ براه افتاده، ولی کمتر کسی از جزئیات اقامه دعوی در دادگاه که گویا دلیل رقابت بین المللی در تعقیب وی نیز بوده، آگاهی دارددر همین حال خود واقعیت چنین اقامه دعوی، حتی صرفنظر از آن که از سوئد «شروع» شده، که از خیلی وقتها پیش «مبارزه برای حقوق بشر» را به انواع هذیان گوئی عمومی تبدیل کرده است، موجب هراس هر انسان عادی می گردد.

یادآوری کنیم، که ۲۰ اوت سال ۲۰۱۰، سوئد حکم بازداشت آسانژ را صادر کردبگزارش روزنامه «لوکال»، آسانژ به آزار جنسی و تجاوز به عنف متهم استآسانژ را مشخصا به ترتیب زیر متهم می کنند:

ــ او با یک دختر سوئدی (در اسناد نام او را «خانم آ» ذکر کرده اند)، بی توجه به خواهش وی، بدون استفاده از کاندوم به عمل مقاربت جنسی مشغول شده است؛

ــ او با «خانم ب» در هنگام خواب، بدون استفاده از کاندوم رابطه جنسی برقرار کرده است.

مضحک بودن هر دو اتهام، اگر چه دومی آزار دهنده است،  آشکار استمثل اینکه «خانم ب» متوجه نبوده است که چرا آسانژ با او در رختخواب خوابیده، و بسیار از آن رنجیده که، همه چیز در لحظه ای «اتفاق افتاده» که او در خواب بوده استاین ممکن است ناراحت کننده باشد، ولی چرا به دادستانی شکایت کرده است؟

بلی «خانم آ» هم از حق امتناع از ادامه عیش برخوردار بود، اما در این مورد که امتناع نکرده، دادگاه هیچ کمکی نمی تواند بکند.

از قضا، ابتدا دادگاه سوئد که قضات منصف داوری می کردند، اتهام تجاوز به عنف را وارد ندانستاما بعداًَ مکانیسم ناشناخته ای به کار افتاد، و اتهام را تأئید کرد.

چون در پی شکار آسانژ برآمدند، او تصمیم به فرار به لندن، به محبوب ترین پناهگاه پناهندگان سیاسی جهان گرفت.

به چه اعجوبه هایی که بسیاری از آنها خود را پناهنده سیاسی نیز می نامند، در پایتخت امپریالیسم انگلیس بر نمی خوریدولت انگلیس به شیخ سابق، تاجر مواد مخدر، سوداگر برده، قاتل مزدور و امثال اینها که از دست قوانین میهن خود فرار کرده اند، به این دلیل ساده که اینها دشمنان میهن خود هستند و در صورت لزوم، می توان از آنها برعلیه کشورشان استفاده کرد، پناهندگی می دهداین موارد اغلب اتفاق می افتددر حالیکه در این جامعه حتی دزدهای قهاری مانند برزوفسکی یا قاتلانی مانند احمد زاکایف انسانهای محترمی شمرده می شوند، پادشاهی انگلیس حتی به جولیانو آسانژ پناهندگی سیاسی نمی دهدجنایت روی داده از نظر آنها خیلی عجیب و غریب استوای اگر هر مردی با زنی که در کنارش خوابیده در حالت خواب مقاربت نمایند، بشر به چه سرنوشتی دچار خواهد شد؟ اگر مرد سوزان از هوس به خواهش همبستر خویش برای استفاده از مصنوعات پلاستیکی توجه نکند، این همه محصول به چه دردی خواهد خورد؟ البته که بشریت به هلاکت خواهد رسیدبدین سبب، جنایتکار باید به هر طریق ممکن دستگیر شود و بدست عدالت ملی سپرده شود.

بدین ترتیب همه ما نمی فهمیم، که دیوان عدالت انگلیس بیش از حد لازم خود را ملزم به رعایت موازین حقوق بین المللی می داند.مسئله به اینجا ختم نمی شود و هر وقت ضرورت ایجاب کند این موازین را زیر پا می گذارد.

عجیب نیست، که آسانژ به سفارت اکوادور پناه برده استپلیس حتی یکبار در تلاش برای دستگیری وی، تا طبقه دوم هم رفتولی واقعیت دارد که بعدا متوقف شدزیرا، صدای وزارت امور خارجه اکوادور در آمد.

این اکوادوریهای درک نمی کنند، که شریر باید به هر قیمتی مجازات شودو اگر ضرورت ایجاب کند، سفارت هم حتی به بهای قتل عام، مورد حمله قرار خواهد گرفت و انگلیسی ها به هر ترتیب، بهانه ای خواهند تراشیدآنها در این کار ماهرند.

این هم یک واقعیت است که طرفداران آسانژ الهه عدل انگلیس را به مسخره گرفته اندآنها قصد دارند ارسال انبوه بسته های کاندوم به دادگاه انگلیس را سازماندهی کنندمسلماًَ، برای عبور از این شاخه قدرت انگلیس می خواهند به چنین کاری دست بزنند.

 هر چند این کار هم مشکل می تواند جلو شکار آسانژ را بگیردبخصوص اینکه دادگاه آمریکا در صدد است او را به اتهام افشای اسرار دولتی محاکمه کند.

این مسئله دلایل دیگری هم داردآسانژ از سال ۲۰۰۶ در حدود ۱۰۰ هزار اسناد سرّی در باره جنگ افغانستان، و همچنین ده ها هزار راجع به جنگ عراق را به کانال تلویزیونی الجزیره، روزنامه های گاردین، اشپیگل و نیویورک تایمز فرستادبخشی از مدارک، کشتار غیرنظامیان را افشاء می کندپس از انتشار برخی شواهد، بویژه اسناد ویدئوئی، رسوائی آمریکا ابعاد بین المللی بخود گرفت.

آسانژ همچنین اعلام کرد، که ۱۵ هزار سند سرّی پنتاگون را هم در اختیار دارد.

در ماه اوت سال ۲۰۱۰ آسانژ در چهارچوب دیدار خود از سوئد با حزب دزدان دریائی این کشور در باره گنجاندن بخشی از اسناد ویکیلیکس در سایتهای آن، که طرح حمایت سیاسی در مقیاس جهانی را تأمین می کند، توافقنامه امضاء کرد.

در ماه ژوئن ۲۰۱۲ او اعلام کرد که ویکیلیکس در حدود ۲ میلیون ۴۰۰ هزار فقره اسناد مربوط به مناقشه در سوریه را منتشر خواهد ساختبگفته آسانژ، اسناد بدست آمده برای درک رویدادهای این کشور به مردم کمک خواهد کرد.

بلی، این است تجاوز به عنف واقعینه فقط «خانمهای» موهوم «آ» و «ب»، بلکه سیاست خارجی آمریکا و انگلیس هم که آسانژ اسرار کثیف و خونین آنها را فاش ساخته، از سری قربانیان او شمرده می شونداین جرم را بر او نخواهند بخشیدآنگلوساکسونها به هر کاری دست می زنند که او از دست آنها در سفارت اکوادور فرار نکند، بخصوص اینکه او نمی تواند تا ابد در آنجا بنشیندزیرا، جمهوری مغرور با فشار و باج خواهی بی سابقه مواجه خواهد شدمثلا، وزیر امور خارجه انگلیس، ویلیام هیگ اظهار داشت، که دولت می تواند مصونیت سیاسی سفارت اکوادور را با استناد به قانون «اماکن سیاسی»، که طبق آن در صورت استفاده برای اهداف غیرسیاسی و مخفی شدن جنایتکار امکان پذیر است، لغو کنداین چنین اظهارات توهین آمیز موجب اعتراض شدید کیتو قرار گرفت و برای بسیاری از مردم جهان معلوم گردید که بهای هر چیز در لندن چقدر است.

این بهای موضع قاطع و اعتقاد بدان است، که حقیقت باید به کرسی بنشینداما جولیانو آسانژ واقعیت و فقط واقعیت را منتشر ساختبیهوده نیست که او به یکی از مشهورترین روزنامه نگاران جهان، شایسته دریافت انواع مختلف جوایز تبدیل گردید.

در سال ۲۰۰۸ آسانژ بخاطر انتشار اسناد رشوه خواری در محافل رهبری کنیا، شایست اخذ جایزه سازمان عفو بین الملل شناخته شد.

در سال ۲۰۱۰ روزنامه گاردین نام جولیانو آسانژ را در لیست ۱۰۰ شخصیت معتبر رسانه های جمعی، در ردیف ۵۸ ثبت کرد.

در سال ۲۰۱۰ مجله تایم او را مرد سال شناخت (خود مجله، لقب مارک زوکربرگ به او داد).

در سال ۲۰۱۰ «روزنامه ها» به آسانژ عنوان شخصیت سال دادند.

در ماه مه ۲۰۱۱ بنیاد صلح سیدنی بخاطر «شجاعت استثنائی در دفاع از حقوق بشر»، مدال طلا به آسانژ اعطاء کرد.

همه اینها نمی توانستند همچنان ادادمه یابندآسانژ به یکی از اندک کسانی بدل شد که توانست مقدس ترین مقدسات آشپزخانه سیاسی آنگلوساکسونی را بشناسد و از دنیای آنها خبر دهدو این، خواب نیروهای تاریکی را برآشفت که از میان آنها فقط سرنوشت «خانمهای آ و ب»، مهره های بی اراده بازیهای بزرگ و کثیف تأسف آور است.

به شلاق بستن بنیانگذار ویکیلیکس، بمعنی زهر چشم گرفتن از همه روزنامه نگاران جهان، از همه آن کسانی است که هنوز به نجابت آرمانهای ساده و ابدی باور دارند.

آسانژ بعنوان روزنامه نگار، بدون اینکه هیچ مسئولیتی در مقابل هیچ دولت خارجی بر عهده داشته باشد، کاملا حق داشت جنایات ایالات متحده آمریکا را افشاء کنداما الهه عدل آمریکائی تصور خاص خودش را از دفاع از منافع ملی داردجهان مدتهاست که بر این ارزیابی رسیده استکاندومها هیچ کمکی به او نخواهند کرد.

ttp://eb1384.wordpress.com/2012/08/21/

http://www.fondsk.ru/news/2012/08/18/prezervativy-dlja-britanskoj-femidy.html