X
تبلیغات
رایتل
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خس و خاشاک انگلیسی و بی بی سی

موج اعتراض‌های خیابانی اگر چه با اعتراض های خیابانی کشورهای عربی و حتی اعتراض های چند ماه گذشته در یونان، اسپانیا، ایرلند و دانشجویان انگلیسی تفاوت ماهوی دارد، اما آن چه جالب توجه است موضع گیری بی بی سی و تکیه آن بر دزدی، ایجاد آتش سوزی، غارت فروشگاه ها و حتی کیف زنی با نشان دادن پیاپی فیلم و خبر و زیرنویس است. از سوی دیگر مجری محترم مرتب روی این نکته پافشاری و تاکید می کند که چنین موجی از آشوب در انگلیس سابقه نداشته است. و چرا پلیس در برابر آشوب طلبان واکنش تند نشان نمی دهد.

در این نوشتار قصدم بررسی و ریشه یابی جریان اعتراضی اخیر در انگلیس نیست و آن را به وقت دیگری موکول می کنم. اما در این جا اشاره به چند نکته را لازم می دانم.

1-     چنین درگیری‌هایی در انگلیس اتفاقا مسبوق به سابقه است. در سال 1981که دامنه آن گسترده تر از اکنون بود و به منطقه های بریکستون، بیرمنگام، لیدز، چاپلتون ولیورپول و چند منطقه دیگر نیز رسید. در سال  1989 درگیری های شدیدی در منطقه های انگلیس در اعتراض به سیاست های ریاضت کشانه تحمیلی خانم تاچر نخست وزیر وقت بریتانیا اتفاق افتاد. در این درگیری ها صدها فروشگاه و ساختمان غارت شد و به آتش کشیده شد همچنین خودروهای پلیس و دولتی نیز طعمه آتش شد.

2-     تکیه روی سهل انگاری پلیس. ماجرا از زمانی آغاز شد که یک جوان سیاهپوست توسط پلیس کشته شد. الف) برنامه سازان بی بی سی حتی یک بار از خودشان نمی پرسند اگر پلیس در برابر تظاهر کنندگان آسان گیری می کند پس قتل یک جوان بی گناه را چگونه توجیه می کند. اگر قتل خشونت نیست پس چیست. ب) از سوی دیگر پس از کشته شدن جوان سیاه پوست به دست پلیس، پلیس شروع به پرونده سازی برای جوان بی گناه کرده و او را متهم به تیراندازی به پلیس کرد. در حالی‌که مشخص شد گلوله‌ای که به بیسیم یک پلیس اصابت کرده متعلق به نیروی پلیس بوده، این هم از صداقت پلیس بیگناه انگلیس. پ) پس از اجتماع اعتراض آمیز مردم محله فقیر نشین تاتنهام در برابر یکی از مقرهای پلیس در این محله، بنا بر خبر گاردین چاپ لندن برخورد شدید و خشونت آمیز پلیس باعث گسترش خشم مردم شده و در پی آن چندین خودرو پلیس به آتش کشیده شد. پس از ادامه درگیری‌ها، دامنه آن به فروشگاه ها و سایر منطقه های شهر کشیده شد.

3-     ریشه یابی بروز درگیری های اشوب طلبانه کنونی لندن و زمینه یابی گسترش سریع آن به سایر محله ها در این مجال نمی گنجد. اما یادآوری اتفاقی که همین اخیرا و در نروژ رخ داد می تواند نشان دهنده عمق و دامنه افکار نژاد پرستانه در کشورهای اروپایی باشد. رویداد حمله یک مرد نروژی از نژاد پاک آریایی به صدها تن از نروژی‌ها با این دست آویز که بایستی اروپا را از نجاست مهاجران و مارکسیست ها پاک کرد نشان دهنده گستره و شدت تبلغات بیگانه ستیزانه احزاب راست افراطی در اروپا می باشد. همچنین اذعان انگلا مرکل، سارکوزی و دیوید کامرون سردامداران حکومت های آلمان، فرانسه و بریتانیا در روز ها و ماه های اخیر مبنی بر شکست جامعه چند صدایی در این کشورها محمل مناسب برای رشد بیگانه ستیزی و نژاد پرستی در جامعه اروپایی را فراهم آورد. البته یک بخش ماجرا نیز  مربوط به اجرای سیاست های اقتصادی و سیاسی نولیبرال ها است که دستاوردی جز گسترش فقر، بی کاری، کاهش خدمات عمومی و نفرت اجتماعی و سیاسی نداشته است. اما نولیبرال‌ها نتیجه اقدامات خود را معمولا به گردن مهاجران و اقتصادهای نوظهور چین و هند و برزیل می اندازند و زمینه را برای بروز خشونت‌های اجتماعی و سیاسی فراهم می کنند. یادآوری یک رویداد مشابه دیگر که سال گذشته در فرانسه و عمدتا در میان حاشیه نشین ها روی داد تا  می‌تواند تا حدودی ما را نسبت به چرایی شدت اعمال خشونت ها از سوی معترضان رهنمون باشد. به نظر می رسد در جامعه ای که حتی فرزندان نسل دوم مهاجران هنوز در جامعه هضم نشده و هنوز به آن ها به چشم میهمانان ناخوانده نگاه می شود تنها راه برای رساندن صدای خود به دنیا اعمال خشونت بی مورد باشد. همان گونه که معترضان حاشیه نشین پاریس شب ها به خیابان ها ریخته و صدها خودرو شهروندان را به آتش می کشیدند. این عمل با خود سوزی یک فرد به جان رسیده در برابر چشمان دیگران یا بالا رفتن از یک برج به قصد خود کشی تفاوت چندانی ندارد.