X
تبلیغات
رایتل
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این یادداشت پیشتر در مجله اینترنتی مهرگان منتشر شده است.

کارگران جهان متحد شوید


دیالکتیک مبارزه ضد سرمایه‌داری و مبارزه ضد جهانی‌سازی


فروپاشی اتحاد شوروی و پایان جنگ سرد به سود ابرقدرت آمریکا توسط تئوریسین‌های سرمایه‌داری به پایان تاریخ تشبیه شد و در کازینوها و باشگاه‌های سرمایه‌داری جشن‌های با شکوهی بر سر مزار انقلاب‌های سوسیالیستی و کارگری و انقلاب‌های رهایی‌بخش ملی برپا شد. رهبران احزاب سوسیال‌دمکراسی که تا آن زمان در عین وفاداری به ایده‌های سوسیالیستی بر طبل دمکراسی می‌کوفتند اینک بدون شرمساری سوسیالیسم را به دور افکنده و به آغوش سرمایه‌داری نولیبرالیستی خزیده و آزادی و رفاه هر دو را کم‌ترین نتیجه سیاست‌های جدید خود می‌دانستند. چپ‌ها از موضع خود پس نشسته و به نظر می‌رسید قافیه را کاملاً به رقیب باخته‌اند. اما در عمل چه چیزی برای بشریت به دست آمد؟

جهانی ناامن‌تر و پر تنش‌تر فرو خفته در زیر چتر دهشت افرای فقر و ترس از جنگ در سایه افزایش و تشدید تناقض‌های اجتماعی در مقیاس جهانی و ملی.

در برابر این یورش خشن و بی‌رحم نولیبرالیسم در جناح چپ مارکسی که خود را چپ‌های نو- دمکرات و نومارکسی و غیره می‌خوانند علیرغم مخالفت با تز پایان تاریخ و پای بندی به لزوم ادامه مبارزه با سرمایه‌داری، عملاً با خط بطلان کشیدن بر مفاهیمی هم چون امپریالیسم، مبارزه‌های آزادی‌بخش ملی و انقلاب‌های کارگری، دیکتاتوری پرولتاریا، حزب و جنگ طبقاتی و انترناسیونالیسم کارگری عملاً فرهنگ لغت جدیدی برای چپ آفریدند که در آن فرو کاستن مبارزه طبقاتی به هویت‌های جمعی و جنگ طبقاتی به جنبش‌های مدنی و بازتعریف مسیرهای کسب قدرت دولتی، رابطه حزب طبقه کارگر با اتحادیه‌های کارگری، تعریف نادرست از طبقه کارگر و جای گزینی آن با مفهوم گنگ و دوپهلوی طبقه متوسط، مسکوت گذاشتن ماتریالیسم تاریخی و فرو کاستن ماتریالیسم دیالکتیک به ان‌قلت‌های فلسفه بافانه و تقسیم آثار مارکس به دو دوره مارکس جوان و مارکس پیر عملاً ایده‌های کمونیستی را از مفهوم اصلی آن تهی کرده و به بدیل تراشی برای مبارزه طبقاتی، هژمونی طبقه کارگر و تصرف قدرت دولتی برای بنای ساختمان سوسیالیسم مشغول شدند. 

ادامه مطلب ...
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

  این روزها خبرهای طاق و جفت از تعطیلی کارخانه‌ها از برندهای قدیمی ارج و داروگر گرفته تا کارخانه‌های تازه تأسیسی چون زاگرس خودرو بیش‌ازپیش شنیده می‌شود که هر مخاطبی را نگران می‌کند. هیاهویی که هرچه به موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نزدیک‌تر می‌شویم بر شدت و فشار آن نیز افزوده خواهدشد.اما جالب وقتی است که دیده می‌شود این خبرها از سوی دلسوزانی طرح و به آن دامن زده می‌شود که اولاً: خودشان دستی بر آتش داشته و دارند ثانیاً: با طرح این موضوع‌ها تقصیر را از خودشان ساقط می‌کنند در حالی که ادبیات اینان هنوز در دولت مخاطبانی دارد؛ دراین جو سیاست زده واکنش دولت و نزدیکان به دولت نیز تکذیب یا در نهایت دادن قول مساعد برای بررسی و کمک به این دست کارخانه‌های بحران‌زده است. سیاست‌زدگی در کشوری که از کاندیدای ریاست جمهوری تا نماینده شورا به دلیل ادای تکلیف و برداشته شدن این بار سنگین از روی دوششان به میدان می‌آیند، همان مثل با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن است. اما همین تعارف‌های سیاسی و ادای دین کردن‌های این دلسوزان در دنیای واقع شکل دیگری می‌یابد. یعنی این‌که اگر تعطیلی کارخانه‌ها در اثر کوتاهی مقام‌های دولتی باشد، بیشتر متوجه دولت گذشته و سیاست‌های بحران‌زایی است که نتیجه آن رشد اقتصادی منفی 9/6  درصد بوده و پس از آن بر گردن کسانی است که بر طبل خصوصی‌سازی و آزادسازی اقتصادی می‌کوبیدند و حالا هم با شنیدن این خبرها هیچ به روی مبارک نمی‌آورند. برخلاف تعارف‌های سیاسی، ادبیات اقتصادی زبان علمی و زبان دو دو تا چهارتاست. یعنی این‌که وقتی در اقتصاد گفته می‌شود رکود، بدهی سنگین به بخش خصوصی، رشد نقدینگی، رشد تورم، تحریم، فساد، خالی کردن صندوق های بازنشستگی، نتیجه این‌ها می‌شود رشد منفی 9/6 درصدی اقتصادی و رشد منفی اقتصادی یعنی تعطیلی کارخانه‌ها، ورشکستگی بانک‌ها، افزایش بیکاری، فرار سرمایه، رواج واسطه‌گری و زمین خوردن تولید! این‌ها پیامدهای شعارهای خیالی در دنیای واقعی هستند. ادبیاتی که از یک‌سو تحریم‌ها را کاغذ پاره می‌خواند و از سوی دیگر در پی مدیریت جهان می‌دوید؛ این می‌شود همان با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن و تعبیر آن در ریاضی می‌شود بحران اقتصادی!

اما این سکه روی دیگری هم دارد. در همین ادبیات؛ خصوصی‌سازی، سپردن کارها به دست مردم، رقابت‌پذیری و اقتصاد بازار آزاد تعبیر دیگری هم دارد که می‌شود رواج واگذاری‌های بی‌حساب‌وکتاب وظایف حاکمیتی دولت بر عهده بازار و رقابت! رقابت برای کسب سود از هرچه که بشود آن را به پول نزدیک کرد. این همان ادبیاتی بود که در دولت گذشته بازار پررونقی داشت. در این ادبیات واگذاری کارخانه‌ها به بخش خصوصی یعنی واگذاری تولید و اشتغالی که با سرمایه و پول این ملت به دست آمده به بازار آزاد! کوچک کردن دستگاه بوروکراسی آموزش، بهداشت و بیمه یعنی خصوصی‌سازی آن‌ها و به عبارتی واگذاری نسل‌های آینده به رقابت در بازار برای کسب سود بیشتر!

 این یادداشت در 6 اردیبهشت در روزنامه شهروند منتشر شده است.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سیری در کتاب سرمایه در قرن بیست و یکم

پیکتی و تناقض‌های دنیای سرمایه‌داری

گفتگو با دکتر ناصر زرافشان

فریبرز مسعودی- جهان امروز بیش از همیشه شاهد افزایش نابرابری و شکاف طبقاتی شده است به حدی که صندوق بین الملی پول که اجرای سیاست‌های آن یکی از عوامل مهم این افزایش نابرابری است از نتایج این روند بیمناک شده و در گزارشی از این دریچه که ادامه افزایش نابرابری باعث رکود در اقتصاد جهانی خواهد شد به چاره جویی پرداخته است. کتاب سرمایه در قرن بیست و یکم به دقت موضوع افزایش نابرابری در جهان را مورد بررسی قرار داده است. انتشار این کتاب در غرب سرو صدای بسیاری برپا کرد و هنوز هم نقل محافل اقتصادی و عمومی است چرا که نویسنده و پژوهشگر، توماس پیکتی در این کتاب توانسته سندهای بسیاری در باره چگونگی انباشت عظیم سرمایه در و رشد شدید نابرابری در جامعه های غربی به دست دهد که بعضا موجب حیرت و شگفتی خوانندگان عادی و حتی اقتصاددانان و پژوهندگان شده است. این کتاب تاکنون دو بار با دو ترجمه متفاوت به بازار عرضه شده و ترجمه سومی از آن توسط ناصر زرافشان در راه است. ناصر زرافشان را اگر بتوانیم مترجم بشمار آوریم مترجمی گزیده کار است با ترجمه هایی دقیق از کارهایی موثر و ماندگار مانند کتاب "کودتا اثر یرواند آبراهامیان". گذشته از ضعف هایی که در ترجمه های پیشین وجود داشت، آن چه خواندن ترجمه دکتر ناصر زرافشان از این کتاب را با اهیمت تر می کند این است که وی بر این ترجمه نکات بسیاری را به صورت پاورقی و زیرنویس افزوده و در باره پیشنهادهای توماس پیکتی نقدهای خود را افزوده که این اثر را از حالت صرف یک ترجمه خارج کرده و خواندن آن را برای پژوهشگران و به ویژه دانشجویان و سایر علاقه مندان جالب تر کرده است. با توجه به جایگاه ویژه این کتاب در علم اقتصاد امروز با مترجم آن دکتر ناصر زرافشان گفتگوی مفصلی انجام شد که با اندکی تلخیص آن را می‌خوانیم.

 

-          چرا باید کتاب سرمایه در قرن بیست و یکم را خواند؟

به دو دلیل عمده باید این کتاب را خواند. برای بیان این دو دلیل باید توضیح کوتاهی درباره خود کتاب بدهیم. این کتاب در یک نگاه کلی دربرگیرنده دو قسمت است. قسمت اول شامل بخش‌های یک، دو و سه به بررسی سرمایه و درآمد و سیر تحول و سمت‌گیری تحول آن‌ها طی دو سده گذشته و ساختار نابرابری و تحول آن طی این مدت می‌پردازد، و در قسمت دوم (بخش چهارم) که بر بحث‌ها و یافته‌های قسمت اول مبتنی است مؤلف پیشنهاد دو راه‌حل خود را که حول محور تنظیم سرمایه در سده بیست و یکم متمرکز است ارائه می‌کند. قسمت اول کتاب به نظر من به این دلیل باید خوانده شود که یکی از تفصیلی‌ترین و مستندترین تابلوها را از اقتصاد امروز جوامع سرمایه‌داری به دست می‌دهد و به نظر من هر پژوهشگر اقتصادی یا هر فرد علاقه‌مند به مسائل اقتصادی باید آن را به خاطر اطلاعات، آمارها و ارقام و مستندات ارزشمندی که به دست می‌دهد بخواند، و قسمت دوم به این دلیل باید خوانده شود که نسخه پیشنهادی مؤلف است و باید نقد شود و اعتبار، کارآیی و امکان یا عدم امکان عملی آن بررسی شود و محک بخورد. http://vaghayedaily.ir/fa/News/63745

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یادداشت روز

روزنامه وقایع اتفاقیه روز 28فروردین 1396

گام گازی

فریبرز مسعودی

ایران پس از سال ها فرصت سوزی سرانجام توانست در یکی از میدان های مهم مشترک با همسایگان (میدان پارس جنوبی) در برداشت گاز از این منبع عظیم به پای کشور همسایه برسد. این که چگونه و با چه سرمایه گذاری ها و پایداری های کارگران و مهندسان  ایرانی توانسته این دستاورد را کسب کند بحثی دیگر می طلبد و مجالی دیگر.

همان گونه که می دانیم میدان گازی پارس جنوبی بزرگ ترین میدان گازی خشک جهان است که در بین آب های سرزمینی ایران و قطر قرار گرفته است. در حالی که همسایه جنوبی ایران از سال های دور برداشت خود را از میدان «گنبد شمالی» با سرمایه گذاری مشترکت «قطر پترولیوم» و «اگزون موبیل»، «شورون» و «کنکو فیلیپس» آمریکا و شرکت هلندی- انگلیسی «شل» و «توتال» فرانسوی آغاز کرد که توتال و شل و برخی شرکت های خارجی حاضر در بخش میدان جنوبی متعلق به ایران ابتدا در اثر شایعه پراکنی هایی از سوی برخی مقام های رسمی و غیر رسمی و عمدتا غیر اجرایی مورد فشار قرارگرفته  و در نهایت با گسترش تحریم ها علیه ایران و سوء مدیریت ها این شرکت ها از ایران رخت بربسته و کار به پیمانکارانی سپرده شد که هرگز نتوانستند از پس طرح های توسعه ای بربیایند و کار در بخش ایرانی این میدان به تدریج دچار رکود کامل شد. در همین سال ها قطر که خود را در برداشت گاز از این میدان بدون رقیب می دید برنامه های توسعه فعالیت های استخراج گاز از این میدان را متوقف کرد و در عوض توجه خود را روی فناوری تبدیل گاز استخراج شده به گاز مایع معطوف کرد. طرف ایرانی در زمانی توانست خود را در استخراج به پای شریک قطری برساند که این کشور با همکاری «شل» و برخی دیگر از شرکت های فراملیتی توانسته است ضمن دارا بودن عنوان بزرگ ترین تولید کننده گاز مابع جهان، با احداث بزرگ ترین کارخانه تبدیل گاز به فراورده های نفتی GTL (Gas To Liquid (  به بزرگ ترین تولید کننده GTLنیز تبدیل شود.   ادامه مطلب ...

برچسب‌ها: گاز، قطر، نفت
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سیری در روابط بازرگانی ایران با چند همسایه

روزنامه وقایع اتفاقیه

فریبرز مسعودی

 در کل بررسی رابطه بازرگانی ایران با همسایگان نشان می دهد که ایران به دلیل ضعف های ساختاری زیربنایی و عدم برنامه ریزی دولت‌ها قادر به صادرات مواد ساخته شده به خارج نیست و صادرات ایران به کشورهای ترکیه، امارات، قطر و روسیه که عمدتا شامل مواد کربوهیدرات‌ها، مواد اولیه ، محصولات باغی و کشاورزی ایران هستند، از الگوی کلی صادرات ایران یعنی صدور مواد خام و کشاورزی پیروی می کند که این خود باعث کاهش میانگین بهای مواد صادراتی ایران می شود. بسته بندی نامناسب محصولات ایرانی ، وارد نبودن بازرگانان ما به اصول بازاریابی، عدم حمایت واقعی دولت ها از صادرات به معنی ایجاد زیرساخت های حمل و نقل، بانکی و گمرکی، قوانین و مقررات سخت گیرانه صادراتی و نبود آموزش بازرگانان ایرانی از اهم نقاط ضعف صادرات ایران به کشورهای همسایه است. از دست دادن بازار کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق مانند ترکمنستان، تاجیکستان، آذربایجان، ارمنستان به علت هایی بود که هنوز آن مشکل ها در بازرگانی خارجی ایران مرتفع نشده اند. دو بازار عراق و افغانستان که هنوز برای ایران باقی مانده اند مشتریان محصولات صنعتی و ساخته شده ایران هستند ولی رابطه ارگانیک و منطقی با صنایع داخلی ایران نداشته و نه دولت و نه بازرگانان ایرانی هیچ برنامه مشخصی برای پایداری این بازارها در دست ندارند. از این رو این دوبازار مهم ایران همواره در خطر سقوط به دست رقبای منطقه ای و فرامنطقه ای ایران هستند. 


 


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شاخص فلاکت در جهان و ایران

فریبرز مسعودی

برپایه آخرین گزارش فهرست رتبه‌بندی کشورها بر اساس شاخص فلاکت  توسط موسسه کاتو کشورهای دنیا وضع مناسبی ندارند و ایران در این رتبه بندی جایگاه نهم را در میان مفلوک ترین کشورهای دنیا به دست آورده است. اگرچه این شاخص در همه حال و برای همه اقتصادها نمی تواند فرمول صد در صد مناسبی باشد اما با توجه به تاثیرگذاری نرخ تورم ، بیکاری و نرخ بهره در اندازه گیری این شاخص هنوز یکی از معقول ترین شاخص ها برای اندازه گیری فقر و بدبختی در کشورهای جهان است. عدد این شاخص برای هر کشور از مجموع نرخ بیکاری، نرخ تورم و نرخ بهره وام‌ها منهای درصد تغییر سرانه تولید ناخالص داخلی به‌دست می‌آید. در نتیجه هر چه عدد این شاخص بزرگتر باشد، میزان «فلاکت» آن کشور بالاتر است.  

ادامه مطلب ...
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نویسنده: جیووانی اریگی

مترجم: کیا مسعودی

(نقل از مهرگان شماره 15)

بین سال‌های 1983 تا 1988، ترنس‌هاپکینر، امانوئل والرشتاین و من یک سری مقاله درباره‌ی جنبش‌های ضد سیستمی نوشتیم که در کتابی که درست در سال سقوط دیوار برلین منتشر شد، تجدید چاپ شد (اریگی و دیگران 1989). سه سال بعد مقاله‌ای منتشر کردیم که رخدادهای 1989-1991 را به مثابه تداوم گرایش‌های عمده‌ای تفسیر می‌کند که در آن کتاب برجسته شده بودند (اریگی و دیگران 1992). این مقاله سه منظور دارد. اول، قصد دارد بسنجد که بحث‌های بیان شده در این نوشته‌ها تا چه حد معتبر مانده‌اند. دوم، از مفهوم "کارکرد پیدمونتی" و "انقلاب منفعلِ" آنتونیو گرامشی، برای تجدید نظر در برخی از عیب و نقص‌های آن بحث‌ها استفاده می‌کند. در آخر، نشان می‌دهد هژمونی‌های جهان چطور می‌توانند به عنوان دربردارنده‌های انقلاب‌های منفعل در معنای گرامشی بیان شوند.  ادامه مطلب ...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آرامش در بازار نفت


http://vaghayedaily.ir/fa/News/62465

اقتصاد جهانی پس از بحران سال 2008 هنوز به درستی ترمیم نشده و آمریکا بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا با سیاست‌های تولیدگرایانه اوباما به زحمت به شرایط اقتصادی خود را سر و سامان داده است. نبض اقتصاد بیشتر کشورهای اروپا به درستی نمی‌زند. خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا شاید با فرصت‌طلبی اولاند بتواند به اقتصاد بحران‌زده فرانسه خون تازه‌ای تزریق کند اما اروپا همچنان در رکود و رخوت اقتصادی به سر خواهد برد. بحران اقتصادی اسپانیا، پرتغال، یونان کاهش نیافته و ترکیه دچار یک دگردیسی شده که روی رشد اقتصادی این کشور تأثیر منفی شدیدی داشته، اقتصادهای نوظهور اگرچه در مجموع اوضاع رو به رشد خود را حفظ کرده‌اند اما در کل کشورهای چین، هند آفریقای جنوبی و برزیل که همچون موتور محرک اقتصاد جهانی عمل می‌کردند دچار کاهش رشد اقتصادی شده و روسیه، برزیل، آرژانتین و عربستان عضو کشورهای گروه بیست با رشد منفی اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند. در چنین اوضاع و احوالی سیاست نفتی اوپک مبنی بر کاهش یا فریز تولیدات نفتی با همکاری کشورهای غیر اوپک مانند روسیه و مکزیک توانسته است سقوط آزاد بازارهای نفتی را تا حدودی مانع شود. اما با شرایط شکننده اقتصاد جهانی تا چه حد می‌توان به ادامه این سیاست موقتی اوپک و تأثیر آن بر بازارهای نفتی امیدوار بود!

سناریوهای نفتی

خاورمیانه شاهراه انرژی جهان هنوز در تنش و تلاطم به سر می‌برد و برخی از کشورهای نفتی این منطقه مانند عراق، لیبی و سوریه گرفتار جنگ داخلی هستند، ایران با تحریم‌های آمریکا همچنان دست و پنجه نرم می‌کند و مصر غرق در تنش است. آن سوتر کشور نفت‌خیز روسیه به دلیل فشارها و تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا هنوز در سراشیبی اقتصادی با نرخ رشد منفی دست‌وپا می‌زند و ونزوئلا با تورم شدید و کشمکش‌های سیاسی دست به گریبان است، مکزیک نیز با سیاست‌های تنش‌زای آمریکا دچار کاهش ارزش پول ملی شده است. در این میان ایالات متحد آمریکا که چند سالی است به عنوان یک صادر کننده نفت نقش جدیدی را در بازار نفت در پیش گرفته و  سیاست‌های تنش‌آفرین و زیگزاگی ترامپ بر روی نظم اقتصاد جهانی تأثیر منفی گذاشته و پیش‌بینی سیر شرایط آتی نفت به لحاظ میزان تولید، سرمایه‌گذاری و در نتیجه قیمت آن بیش از پیش دشوار شده است. 


 

عوامل متناقض بازار

در چند ماه اخیر مناسبات عرضه و تقاضای نفت علامت‌های مختلف و گاه متناقضی را به بازار می‌فرستد که موجب گیجی و سردرگمی بازار شده و از این روست که نمی‌توان تنها به علامت‌های اقتصادی که به بازار فرستاده می‌شود تکیه کرد.

فریز نفتی اوپک

پس از ادامه سقوط بهای نفت سرانجام کشورهای عضو اپک با همکاری برخی از تولیدکنندگان غیر اپک تصمیم به فریز عرضه نفت به میزان 8/1 میلیون بشکه در روز گرفتند. برخی کشورهای مردد مانند مکزیک و الجزایر و عراق که در این فریز نفتی شرکت نکرده بودند به تدریج با پیش‌بینی قیمت‌های بهتر برای نفت و رعایت 86 درصدی کشورهای متعهد به این جرگه پیوستند که در این صورت میزان پای بندی اعضا به این تعهد را به بیش از 90 درصد می رساند. مکزیک اخیراً اعلام کرد که در ژانویه امسال حدود 10 درصد از تولید نفت خود را کاهش داده و الجزایر نیز در زمینه اجرای توافق کشورهای تولید کننده نفت روزانه 50 هزار بشکه تولید نفت خود را کاهش داده است. عراق و امارات که مخالف کاهش تولید نفت بودند نیز رایزنی‌هایی را برای کاهش تولید و عرضه نفت به بازارها را آغاز کرده‌اند. با در نظر گرفتن چنین اقدام‌هایی برخی تحلیلگران از جمله موسسه سیتی گروپ قیمت 70 دلار برای هر بشکه نفت در سال 2017 پیش‌بینی کرده بود؛ پیش‌بینی‌ای که تا این لحظه با ورود بازیگر جدیدی به عرصه به وقوع نپیوسته است.

نفت شیل آمریکا بازیگر جدید

آمریکا همواره به نفت بیش از سایر کشورها واکنش نشان داده و اغراق نیست اگر ادعا شود این کشور سیاست‌های کلان سیاسی و اقتصادی خود را با حفظ برتری و هژمونی بر جریان انرژی جهان گره زده است. آمریکا اگرچه خود یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخیره‌های نفت و گاز جهان است ولی به دلیل نیاز صنایع عظیم آن به نفت همواره توأمان وارد کننده و تولید کننده نفت نیز بوده. جدول زیر نشان می‌دهد که در دهه‌های متوالی و متمادی مصرف نفت این کشور سیر افزایشی داشته و اگرچه تولید آن نیز رو به بالا بوده اما فاصله تولید و مصرف را با واردات نفت به‌ویژه از مکزیک و کشورهای خاورمیانه پر کرده است.

عمده افزایش تولید نفت آمریکا در این سال‌ها از منابع نفتی نامتعارف از جمله نفت شیل بوده است. هزینه استخراج از این‌گونه منابع نفتی بسیار بالاتر از سایر منابع بوده ضمن این‌که آثار ویرانگر زیست‌محیطی غیر قابل ترمیمی بر محیط‌زیست باقی می‌گذارد و دولت‌های کمی (ظاهراً تنها آمریکا و کانادا) تاکنون دست به استخراج از این منابع نفتی زده‌اند. اما روی دیگر این سکه افزایش تولید نفت در آمریکا یعنی شیل‌های نفتی فقط در دوره‌ای که بهای نفت بالاتر از 70 دلار در هر بشکه باشد قابل تولید است در غیر این صورت به دلیل هزینه‌های بالا سرمایه‌گذاران از این میدان‌های نفتی صرف‌نظر می‌کنند. در واقع افزایش بهای نفت به بالای صد دلار در هر بشکه شرکت‌ها و بانک‌ها را برای سرمایه‌گذاری در این میدان‌های نفتی ترغیب کرده است. اما آمریکا با سرمایه‌گذاری‌هایی که در دوره اوباما به طور بی‌سابقه بر روی این منابع نفتی انجام شده توانسته است با تولید 2/1 میلیون بشکه نفت شیل در روز رکود تولید نفت خام در آمریکا را به بالای 9 میلیون بشکه در روز برساند. همچنین این کشور در حالی که فریز نفتی کشورهای تولید کننده به زحمت به سقف 14/1 میلیون بشکه رسیده است با افزایش تولید و صادرات به بازارهای جهانی خلأ این کاهش را پر کرده است.

در دوره اخیر ایالات متحد آمریکا تلاش کرده با صدور محموله‌های نفتی و حتی فروش ذخیره‌های عظیم نفت این کشور به یک صادرکننده نفت با رکورد 200/1 هزار بشکه در روز در ژانویه 2017 تبدیل شده و از واردات نفت بی نیاز شود. این کشور با نادیده گرفتن توافق فریز نفتی اوپک که باعث بالا رفتن بهای نفت در بازارهای جهانی از جمله نفت آمریکا شده مبادرت به صدور نفت با بشکه‌ای در حدود 52 دلار می‌کند، چنین اقدامی نشان می‌دهد که این کشور بهای بالاتری را برای نفت در بازارهای آتی قائل است، اگرچه میزان صادرات نفت آمریکا هنوز به آن اندازه و چشمگیر نیست که بتواند تعادل بازار را بر هم زند اما می‌تواند سبب فشار بر بازارها شود.

نفت 55 دلار

بازار نفت با توجه به رکود اقتصاد جهانی و وجود بحران در حوزه یورو با ورود آمریکا به جمع صادرکنندگان نفت که تا پیش از این  خود یکی از واردکنندگان عمده نفتی در جهان بوده می‌تواند علامت‌های ضد و نقیضی را به بازار بفرستد.

تمرکز آمریکا بر تسلط بر جریان نفت تنها در بعد سیاست خارجی نبوده بلکه این کشور اگرچه همواره یکی از تولیدکنندگان عمده نفتی در جهان بوده اما همان‌گونه که در (شکل 1) می‌بینیم برای حفظ توان تولیدی و صنعتی خود ترجیح داده نفت تولیدی را به صرف صنایع داخلی برساند و کمبود آن را وارد کند. سیاستی که کشورهای اوپک تولید کننده نفت در جهت عکس آن حرکت کرده‌اند. حال نیز این کشور که با سیاست‌های اوباما توانسته است با سرمایه‌گذاری کلان در استخراج نفت شیل به چنین رکورد تولیدی دست یابد عملاً از واردات نفت بی نیاز خواهد شد. از این به بعد بازی با قیمت نفت و انرژی وابستگی بیشتری به اولویت اقتصادی این کشور خواهد داشت. نفت ارزان می‌توان بر رکود اقتصادی کشورهای صنعتی غلبه کرده و به ویژه رشد اقتصادی چین و هند را تسهیل کند. در جایی که آمریکا خود به یکی از صادرکنندگان تبدیل می‌شود طبیعتاً قیمت‌های بالاتر دل‌چسب‌تر است. اما وفور عرضه نفت به بازار توسط آمریکا و شکنندگی موضع کشورهایی مانند عراق، امارات، الجزایر و عربستان برای حفظ فریز نفتی و بازگشت ایران به بازار نفت که در اثر تحریم بخشی از بازار خود را از دست داده بود می‌تواند چشم‌انداز قیمت 30 دلاری را برای هر بشکه ترسیم کند. با توجه به این‌که قیمت‌های کم‌تر از 70 دلار تولید نفت شیل را غیر اقتصادی می‌کند، پای بندی اعضای اوپک به فریز نفتی می‌تواند چشم‌انداز نفت را در محدوده هر بشکه 50 تا 55 دلار نگاه دارد. به نظر می‌رسد روزهای آتی باید منتظر آرامش و تعادل در بازار نفت بود.

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کار و مزد

دستمزد و ارزش نیروی کار کارگر از موضوع‌های چالش برانگیزی است که میان خودِ مارکسیست‌ها و منتقدان آن‌ها همواره مطرح بوده است. این موضوع برای کارگران ایرانی از پیدایش سرمایه داری تا به اکنون از اهمیت دوچندانی برخوردار بوده است. زیرا همواره دولت خود در جایگاه یک سرمایه‌دار بزرگ قدر قدرت در برابر طبقه کارگر قد علم کرده است و طبقه کارگر به جز در برهه‌هایی کوتاه هیچ قدرتی در برابر دولت نداشته و مطیع و سر به راه بوده است.  اما در کشورهای صنعتی نبردی دیرپای میان طبقه کارگر و طبقه سرمایه دار بر سر تعیین دستمزد که یکی از حقوق اساسی طبقه کارگر و نه همه آن می باشد از ظهور سرمایه داری تا کنون در جریان بوده است. در این میان چالش اساسی تبیین نظری و تئوریک مزد و فروش نیروی کار  و تعریف واقعی آن است. همان گونه که می دانیم مارکس در چندین اثر مهم خود تلاش کرده است مبنای تئوریک خود را برای تبیین دستمزد و نیروی کار تشریح کند و در این زمینه چه با نظریه پردازان و موافقان سرمایه داری و چه با مخالفان سرمایه بحث‌های فراوانی داشته است.  ادامه مطلب ...

برچسب‌ها: کار، مزد، کارگر، ریکاردو، مارکس
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این یادداشت پیش ار اجرای برجام و در بدو روی کار آمدن دولت روحانی منتشر شده. اگر چه مدت زیادی از این تحلیل نگذشته ولی به نظرم مسایلی که در آن پیش بینی شده بود تاحدود زیادی روی داده. از همین رو دوباره خواندن آن خالی از لطف نیست.


٦ نتیجه بازگشت ایران به بازار جهانی نفت

از متن: ایران با داشتن حدود 9 درصد از ذخیره‌های نفت و 17 درصد کل ذخایر شناخته شده گازی جهان موقعیت ممتازی در میان کشورهای نفت‌خیز جهان دارد. قرار داشتن منابع انرژی فسیلی ایران در ساحل خلیج‌فارس و جزیره‌های آن و دارا بودن مالکیت حدود هزار کیلومتر یعنی کل ساحل شمالی خلیج‌فارس و قرار داشتن بر سر کریدورهای شمالی و جنوبی منطقه خاورمیانه، شمال آفریقا، اروپا و آسیای میانه و عبور بیش از 40 درصد از منابع نفت و گاز جهان در خلیج‌فارس، ایران را در قلب هاب انرژی جهان قرارداده و دسترسی آن را به بازارهای جهانی آسان و سهل کرده است.