بحث یارانه ها همواره در سالهای پس از انقلاب از موضوعات بحث برانگیز اقتصاد ایران بوده است. یارانه نه ویژگی اقتصاد ماست نه منحصر به کشورهای خاصی است بلکه در همه کشورها و اقتصادها یارانههایی از سوی دولت به برخی خدمات یا محصولات تعلق می گیرد، به گونهای که نمیتوان گفت نفس پرداخت یارانه خوب یا بد است، بلکه این کارکرد و نحوه تخصیص یارانه است که میتواند نتیجه مثبت یا منفی برای اقتصاد و مردم داشته باشد. پرداخت یارانه به خودی خود نه امری مذموم و ناپسند و نه امری فی نفسه مثبت و خیراندیشانه است. بحث یارانه را میتوان در ارتباط با دولت رفاه یا عدالت بررسی و تحلیل نمود. ولی آنچه در ایران اتفاق میافتد نوع خاص اقتصاد ایرانی است. اقتصادی رانتیردر خدمت دولتی رانتیر که قصد آن داشته تا بخشی از پول نفت را به گونهای در میان مردم تقسیم کند. در واقع بحث یارانهها در ایران با بحث دولت رانتیر گره خورده که بررسی ماهیت و ابعاد آن مجالی دیگر میطلبد، ولی در اینجا لازم است برای کمک به روشن شدن بحث اشاره کوتاهی به اقتصاد رانتیر داشته باشیم.
ادامه مطلب ...
سریال های کره ای جدید
سریال تو کی هستی+روزگار شاهزاده سریال های کره ای 2009 اینجاست! |
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
ششم بهمن 57
بخش هایی از گفتگوی آیت الله خمینی با استاد دانشگاه پینستون آمریکا در فرانسه
تشیع همان طور که مظهر مقاومت بوده است در تمام اعصار، از صدر اسلام، تشیع مظهر مقاومت و دفاع از حق بوده است اما هرگز اهل ظلم و ستم نبوده است. حکومتهایى که بر اساس مذهب تشیع پیش آمده و ثبت شده در تاریخ، همان طور که ظلم را تحمل نمىکردهاند، تحمیل ظلم را هم نمىکنند. اگر حکومتى با
ادامه مطلب ...
با بهمن
ورق زدن روزنامه ها به ویژه در مناسبت های گوناگون مانند ورق زدن البوم عکس، گذشته از مرور خاطرات تلخ و شیرین عبرت آموز است. از این رو تصمیم گرفتم تا پایان بهمن اگر عمری بود گزیده خبرهای هر روز را به ویژه اخبار بهمن 57 را تا حد امکان در این صفحات وبلاگ در دسترس خوانندگان بگذارم. این هم بخش نخست آن که از روز پنجم بهمن شروع شده است.
محاکمه و حکم اعدام برای خسرو گلسرخی شاعر کمونیست!
پنجم بهمن 1352 (25 ژانویه 1974) رادیو ایران گزارش کرد که محکمه تجدید نظر ارتش حکم اعدام... ادامه مطلب ...
اندر معجزات اقتصادی دولت نهم
یکی از مشکل ها یا بهتر است بگوییم بلایای جمهوری اسلامی مشکل آمار بوده است. تا جایی که در خاطرم هست و احتمالا دوستان دیگر نیز به یاد دارند در دولت سازندگی معمولا آمارها جزء اسرار نظام بود و به سختی می شد به گوشه هایی از آماری که سازمان های مسئول مانند بانک مرکزی، مرکز آمار یا وزارت خانه ها نهیه می کردند دست یافت. این مشکل در دولت خاتمی با فعال شدن روابط عمومی های وزارت خانه ها و نوع نگرش غیر امنیتی دولت اصلاحات به مسائل اقتصادی و سیاسی تا حدود زیادی حل شد. به طوری که به راحتی می شد به آمار تولیدات صنعتی و غیر صنعتی یا آمار بیکاری و تورم و غیره با ضریب اطمینان قابل قبولی دست یافت. در دولت نهم راه حل ساده ای برای حل موضوعات در پیش گرفته شد و آن هم پاک کردن ادامه مطلب ...
اخیرا یادداشتی به نام بورژوازی ایرانی از من در سایت البرز منتشر شده است. با توجه به این که متاسفانه صفحات سایت البرز فیلتر شده است اگر علاقه مند به خواندن این یادداشت بودید آن راعینا در ادامه همین صفحه میگذارم تا بتوانید استفاده کنید.
بورژوازی ایرانی!
هنگامی که بورژوازی ملی ایران در دوره مشروطه سرِزا رفت نامادری قابله فرزند ناقص الخلقهای را در دامن ملت ایران انداخت که شتر گاو پلنگی بود از بورژوازی نارس، مستوفیان و منشیان دولت، بازمانده های فئودالیسم قجری، بازاری های تازه به نان و نوا رسیده، تولیدات نصفه نیمه عشیره ای و ایلیاتی و صنعتگران نوخاسته و بورژواهای کمپرادور، عجین شده با خرده بورژوازی تازه شهرنشین شده. اما قبای اقتصاد پیشاسرمایه داری قجری به تن این طفل ناقص الخلقه که از خاکستر انقلاب مشروطه برخاسته بود تنگ و بس مندرس بود و بایستی با نو شدن زمانه جامه نو بر تن آن کرد. رضاشاه برای سوار شدن بر خر حکومت ابتدا نیاز داشت تا دولتی کارساز و ارتشی به روز داشته باشد تا آن ها را به دو پایه استوار حکومت خود تبدیل کند. نظام بوروکراسی نوین دولتی رضاشاهی از دیوانسالاری عقب مانده فرتوت قجری، نظامی با 90 هزار کارمند تمام وقت ساخت که در سراسر ایران پراکنده بودند و برای نخستین بار دولت مرکزی را قادر می کرد که مستقیما به همه
کوش آبادی شاعر جان های بلا دیده درگذشت!
من به هر راه که
خوشبختی را
به
زمین باز آرد
ایمان
دارم
نخست وزیر
برتولت برشت
آقای نخست وزیر مشروب نمی خورد
آقای نخست وزیر سیگاری نیست
آقای نخست وزیر در خانه ی محقری اقامت دارد
ولی زحمتکشان حتی خانه ی محقری هم ندارند.
کاش گفته می شد:
آقای نخست وزیر مست می کند
آقای نخست وزیر اهل دود است
اما حتی یک فقیر در میان مردم نیست.
کتاب آقای نخست وزیر – برتولت برشت – ترجمه ی دکتر شاهکار بینش پژوه – انتشارات معین
در حاشیه تعیین حداقل دستمزد کارگران، خط فقر و تورم منفی!
دولت های ایرانی از دیر باز تا کنون به طور مطلق همگی خود را نماینده کامل ملت و دادخواه و وکیل ملت بوده اند. این ادعا در دولت های مدرن از رضاشاه به این سو نیز همچنان به قوت خود باقی است. اگر موضوع فقط بر سر ادعای خشک و خالی بود و دولت ها مردم را به کار خودشان وا می گذاشتند مسئله ای نبود. مشکل از آن جا آغاز می شود که دولت ها در ادامه ادعای خود مبنی بر نمایندگی کل ملت به نتیجه گیری های خاص خودشان می رسند. یکی از این نتیجه گیری ها این است که ملت یک تن واحد است پس در این میان صحبت از اختلاف طبقاتی و دارا و ندار و ستمگر اقتصادی و ستمکش اقتصادی محلی از اعراب ندارد و آن هایی که دم از این اختلاف ها می زنند مغرض، آشوب گر، فتان، برهم زننده نظم و انضباط اجتماعی و از آن جا که یک پارچه کی ملی رابا این حرف ها به خطر می اندازند لابد وابسته به بیگانه و حقوق بگیر اجانب می باشند.
البته جای شکرش باقی است که در جمهوری اسلامی روسای جمهور از آغاز تا کنون بلا استثنا همگی بر عدم وجود عدالت در جامعه و وجود طبقات یا مرفهان بی درد مهر تایید زده اند و شکر خدا از این بابت نمی توان کسی را باز خواست کرد و به جرم تهدید همبستگی ملی به دادگاه کشاند ولی مشکل این جاست که همه دولت های محترم از بعد از انقلاب تا کنون هیچ یک خود را نماینده طبقه دارا و ثروتمند به شمار نیاورده و رحمت خود را از سر طبقه بدبخت و مستضعف کم نکرده است. من مانده ام که این طبقه فقیر و بی چیز چه دارد که همه روسای جمهور خودشان را به آن می چسبانند و سایه اشان را بر سر همان مرفهان بی درد پهن نمی کنند.؟
بماند. از هر چه بگذریم (پس از معنویات) سخن دوست خوش تر است!
این روزها تنور بحث دستمزد کارگران به سیاق سنوات گذشته داغ نشده بلکه فقط اندکی ولرم است.چرا؟
در سال های گذشته رسم بر این بود که هیئت یا نمی دانم کمیته سه جانبه ای متشکل از یک نماینده دولت، یک نماینده از سوی کارفرما و یکی هم از سوی کارگران( که این سومی را هنوز نفهمیدم کی و چگونه انتخاب می کند) بر سر یک میز بنشینند و با صلح و صفا این چندرغاز را تعیین بفرمایند و نخود نخود هر که رود خانه خود و به استقبال سال نو بروند. از ان جایی که معمولا این حداقل براساس نرخ تورم یا خط فقر تعیین می شد، دولت محترم مهرورز انقلابی پس از پاک کردن خط کج و کوله فقر و رساندن تورم به رشد منفی بی خیال از چرتکه انداختن بر سر حداقل دستمزد مشغول مهرورزی است و هیچ شتابی برای تعیین آن از خود نشان نداده و عجالتا مشغول برداشتن یارانه ها، ببخشید هدفمند کردن یارانه ها به سمت جیب فقرا است. از آن جا که نرخ تورم هم منفی شده نماینده کارگران نیز برای تعیین حداقل چندرغاز اصلا به روی مبارک نمی آورد که مبادا چیزی هم از این 266 هزار تومان کسر شود!می ماند نماینده بدبخت قشر فرهیخته و پاک باخته کارفرما( یا همان سرمایه دار زالو صفت یا همان مرفه بی درد سابق) که کمرش در زیر بار دستمزد های سنگین کارگران شکسته و از ترس قانون کار نمی تواند نازک تر از گل به روی کارگران بی صفت چشم سفید بیاورد.
یک پیشنهاد:
من از طرف کارگران یقه ابی و یقه سفید و یقه چرک و یقه تمیز به دولت محترم مهرورزی که لابد در این روزهای پایان سال حسابی سرش شلوغ است، آن قدر که هنوز علیرغم کارهای خیلی سنگین کارشناسی نتوانسته است بودجه سال آینده را به مجلس ببرد، پیشنهاد می کنم که دست از نمایندگی کارگران بکشد و با انگولکی در قانون کار اجازه بدهد ما کارگران یقه سفید و آبی و سرخابی خودمان از طرف خودمان با کارآفرین محترم در همان اتاق تنگ و تاریک کارگزینی مذاکره کنیم شاید به یک تفاهم برسیم که این بندگان خدا کارفرماهایی که پول نازنین شان را برای کارافرینی و نان آفرینی برای زن و بچه ما ریخته اند خیال شان راحت بشود و به کارهای شب عیدشان برسند و به دولت محترم مهرورز عدالت گستر هم بیش از این زحمت ندهیم و اسباب مزاحمت فراهم نکنیم. عجالتا همان طور که دولت محترم پای خودش را از کارهای پیش پا افتاده ای مانند تامین آب و برق و بهداشت و دوا و دارو و تحصیل بچه های ما کنار کشیده و به فروش نفت و دور زدن تحریم اجانب از خدا بی خبر و مدیریت جهان مشغول است، این یک قلم را – یعنی تعیین حداقل دستمزد و سایر امور کار – هم به خودمان محول کند.
از قدیم گفته اند: از طلا گشتن پشیمان گشته ایم--- مرحمت فرموده ما را مس کنید.
در مطلب پیشین خیلی فشرده و به اختصار عقب افتادگی صنعت نفت و گاز ایران را در مقایسه با سال های گذشته و همچنین در مقایسه با همسایگان بررسی کردیم. برپایه بررسیهای انجام گرفته توسط کارشناسان برای حفظ جایگاه و میزان کنونی ایران در استخراج و عرضه نفت بایستی سالانه تا 50 میلیارد دلار در صنعت نفت ایران سرمایه گذاری شود. در این حال دولت با ارائه طرحی اعلام کرده دست کم در سال 25 میلیارد دلار سرمایه گذاری در صنعت نفت و گاز نیاز داریم که البته با ارائه یک سناریوی عجیب و غریب این رقم را تا 12 میلیارد دلار کاهش داده است. تازه برای تامین همین میزان نیز دست به دامن ایرانیان خارج از کشور شده است.
و اما صید آهوی خرامان سرمایه...!
ادامه مطلب ...

